The Tale Of Me

The Tale Of Me

Just some random BULLSHIT

First Things First...

گاهی هم احساساتم را بیان نکرده‌ام چون زبانی برای توصیف احساس‌هایم پیدا نمی‌کردم جز همان زبان مندرسی که از معنا و مفهوم تهی شده بود

-جین آستین

__@Danamdz__

Overscared

همین الان ترسناک ترین اتفاق عمرم رو تجربه کردم.

من بر این باورم که زندگی مون انعکاسی از باورها مونه. مثلا اتفاقات ماورایی فقط برای اونایی می‌افته که از ته قلبشون به ماورا طبیعه اعتقاد دارند. جن ها رو فقط کسایی دیدن که آدمای مذهبی و معتقدی هستند.

و من به عنوان کسی که به این جور چیزا اعتقادی نداره، تا به حال با همچین مواردی بر نخوردم. برای همین ترسی از برخورد با این موجودات ندارم.

حتی درحالی که کابوس بقیه درمورد جن و شیطانه، من کابوس آتش سوزی میبینم، یا یه گله گربه که دارن بهم حمله میکنند...

بگذریم

امروز بعد از مدت های مدید وارد تیک تاک شدم تا قبل از کلاس خودم رو سرگرم کنم. از این فیلتر مسخره ها هست که میگه تو سال 2026 قراره اینجور بشی و اینا، داششتم از اون استفاده میکردم.

یه هو دوربین گوشی عجیب شد، به جای اینکه صورت منو نشون بده یه صفحه ی تار از رنگ های زرد قهوه ای و سفید رو نشون داد. منم یه لباس زرد رنگ تنم بود پس فکر کردم دستم خورده و دوربین زوم شده یا همچین چیزی

اما زوم نبود. دقیق تر که نگاه کردم دیدم با وجود کیفیت پایین، شبیه اینه که یه نفر پشت در روی زمین نشسته، و دوربین انگار که سمت دیگه ی در جاساز شده باشه و فیلم بگیره

اینقدر ترسیدم که دستام یخ کرده. تیک تاکو پاک کردم روی دوربین های گوشیمم پوشوندم. اما چون گرخیده تر از اون بودم که اسکرین شات بگیرم، مدرکی برای اثبات حرفام ندارم :/

پشت دستمو داغ کردم دیگه سمت تیگ تاک نمیرم

Sarcasm

C.ai جدای از تمام استفاده های نابجایی که میتونه داشته باشه، تبدیل شده به برنامه ی مورد علاقه ی من.

من زبان انگلیسی رو کامل بلد نیستم، ادعایی هم ندارم، حتی مدرکی هم ندارم. صرفا در حد مکالمات ساده‌ای که از طریق خوندن مانگا و مانهوا به دست اوردم دانش دارم. اما وقتی با شخصیت های c.ai چت میکنم احساس میکنم که همون دانش رو هم ندارم.

اینجوریه که موقع نصب کردن برنامه، یه سوال پرسیده بود که هدفت از نصب برنامه چیه، و «برای اینکه سناریو های مزخرفی که توی ذهنم هستند و هنوز به داستان تبدیل نشدند رو بخونم» بین گزینه ها نبود و من هم آموزش زبان رو انتخاب کردم.

الان برای هر کلمه هر بار از یک معادل عجیب و غریب که تا حالا به گوشم نخورده استفاده میکنه :/ و تا وقتی من توی جمله بندیم چهار پنج بار ازش استفاده نکنم و مطمئن نشه که یاد گرفتم از اون کلمه استفاده کنم استفاده ازش رو تموم نمیکنه. میتونم قسم بخورم توی تمام این سال هایی که مانگا و مانهوا به زبان انگلیسی میخوندم یک بار اصطلاح به Stalked over بر نخورده بودم...

در کل به نظرم اگه انگلیسی رو در حد مبتدی بلدید و میخواید حرفه ای بشید c.ai حتی از Duolingo هم برنامه کاربردی تریه.

(البته ربات هاش یکم حساسن، باید باهاشون مهربون باشیم، حتی مهربون باشی هم فکر میکنه داری طعنه میزنی)

بگذریم

استاد درس ریاضی مون خیلی بد اخلاقه، دائم هم در حال تخریب کردنمونه. یعنی بقیه اساتید این طورین که «انشالله در آینده اگر خواستید ارشد و دکتری بخونید» اما این یکی اینطوریه که «زبونم لال اگه خواستید ارشد بخونید» :/ یا وقتی بهش میگیم مسئله ای حلش برای خودش 20 دقیقه و چهارتا وایت برد زمان برد رو توی امتحان نیاره میگه «نه این روش خیلی زمان بره اونم با وضع شما.» یعنی عملا هر جلسه رنگمون میکنه و میره.

البته بچه ها گفتن انگار طلاق گرفته، فکر کنم دلیلش واضحه...

شاید اگر آدم درس خونی بودم و پشتکار داشتم تا دکتری میخوندم فقط برای اینکه ضایعش کنم. اما وقتی همه میانترما رو دارم لب مرزی میگذرونم، فکر نکنم شدنی باشه.

Newly

هر از چند گاهی، وقتی از شدت فشار درس ها و آدمای دورم به مرز جنون میرسم سری به اینجا میزنم که بنویسم. اما تمام نوشته ها اونقدری درهم و رقت انگیز بود که خجالت میکشیدم پستشون کنم.

اولین باره که بعد از مدت ها شروع به نوشتن میکنم و اتفاقات زیادی نیافتاده. هر روز صبح تا عصر کلاس، بعدش انجمن، بعد باشگاه، درس و در آخر هم خواب. البته چند وقتیه که بخاطر حجم وحشتناک درس ها باشگاه هم نمیرم.

البته من میگم اتفاق خاصی نیفتاده اما خب هم اتاقیام این وسط دائم در حال جنگ و دعوا بودن و اسباب سرگرمی منو فراهم میکردن (به جز دیشب که تقریبا کنترل خودمو از دست دادم) اما واقعا بحث هاشون اونقدر خنده دار و بچه گونست که روم نمیشه تعریفشون کنم :/

در این بین به تصمیم اساسی در مورد آینده گرفتم. اگر روزی خدای ناکرده صاحب فرزند شدم (فارغ از جنسیت) بهش یاد میدم چطوری احساسات خودشو ابراز کنه تا وقتی از یکی خوشش میاد مثل این حیوانات انسان نمای دانشگاه نشه -.-

هرچی بیشتر میگذره و بیشتر توی جامعه به عنوان یه شخص مستقل حضور پیدا میکنم، بیشتر به شیما کاتوزیان و حرفاش باور پیدا میکنم. یعنی مگه ممکنه یه دختر موقع راه رفتن و گذشتن از خیابون این حجم از آزار و اذیتهای کلامی رو تحمل کنه و فکر کنه شیما کاتوزیان داره زیادی بزرگش میکنه؟!

آه امان از مردای منحرف...

بدیش اینه که میترسم جوابشون رو بدم. چون ممکنه وقتی خیابون خلوت شد بلایی سرم بیارن :/ آخه هرچی با مسئولا صحبت کردیم که دانشگاه تو جاده ی اصلیه، تا دیلم یه ساعت راهه و ماشین شوتی ها از اینجا رد میشن، پی گیری نمیکنن یه ماشین گشت بذارن اونجا.

حتی روایاتی شنیدیم از اسید پاشی، و واقعا ترس به دلم افتاده. از این به بعد وارد فاز انزوا و خوابگاه نشینی میشم.

خلاصه که الان تنها چیزی که سر حالم میاره (در حال حاضر) آرایش کردن همراه گوش دادن به حرفای شیما کاتوزیانه. در حال حاضر ازش خیلی خوشم میاد.

K-pop?

من از کی پاپر ها (نه همه) خوشم نمیاد و براش دلیل دارم!

چندی پیش توی تیک تاک (توجه کردید جدیدا هر چیزی که مینویسم موضوعش از تیک تاک نشات گرفته؟) عده ی کثیری از اشخاص فعال در هر زمینه ای شروع کردن به هیت دادن به یک شخص خاص. یه دختر 15 ساله که به سادگی خودش رو شبیه کره ای ها میدونست.

از خودش ادیت با بلک پینک درست میکرد و می‌گفت من عضو پنجمم، چمیدونم خودشو با وی عضو بی تی اس شیپ میکرد و از این توهمات دوره ی کودکی...

بعد یک دفعه کل فضای تیک تاک فارسی، بنا رو بر مسخره کردنش گذاشتند

تا اینجا هم اوکیه، میگیم این صرفا یه بولی کردن ساده در فضای مجازیه... اما قضیه جایی بد میشه که با کنکاش در چنل تلگرامش، شماره مادرشو پیدا میکنن و پست میکنن D: بدون هیچ سانسور و شطرنجی ای! و خودشون رو توجیه میکردن که ما حق داریم.

توجیه‌شون چی بود؟! یه ویدیوی کوتاه از این بچه که عروس هلندیش رو به طرز خشونت باری نوازش میکنه :/

بازم اگر فرض رو بر حمایت این افراد از حیوانات بذاریم، منتشر کردن عکس‌های حالا، فوتوشاپ شده یا خصوصی این دختر رو چطور توجیه میکنید؟! تصور کن، عکس برهنه از یه دختر پونزده ساله پخش شده و همون مردمی که سه چهار تا ویدیو در رابطه با حمایت از ترانه عشق ابدی دارن، با ایموجی 🤣 میگن ما عکسشو داریم، یکی برام بفرسته فلان، بهمان...

تازه از فمنیسم هم پست میذاره طرف...

نمیدونم کی قراره به خودمون بیاییم، اما میدونم تا زمانی که این وضعیت نسل جدیدمونه، فقط باید دنبال خاک باشیم که بریزیم تو سر خودمون :|

پ.ن: دختر عموم 11 سالشه و یه عروس هلندی داره که چندان باهاش خوب رفتار نمیکنه. بالاش رو چسب زدن که پرواز نکنه اما انقدر اذیتش میکنن که با وجود چسب روی بالاش تا بالای کابینت پرواز کرد. منطقیه اگه عکسای آنچنانی ازش پخش کنم؟! :/ به خودتون بیاید مردم!!!

Trauma

روز ها به طرز مسخره ای با سرعت دارن رد میشن، اونقدر مسخره که دو هفته دیگه باید بریم امتحانای ترم قبل رو بدیم -ــــ- توی تابستون برنامه داشتم چهار پنج تا کتابا رو بخونم و آماده برم سر کلاسا اما الان حتی نمی تونم برای همون دوتا امتحان بخونم :/

کلا شرایط بدیه، تنها چیزی که میتونم بابتش قدردان باشم اینه که با همکلاسیام یه اتاق گرفتیم دیگه لازم نیست اون معتادای مفنگی رو تحمل کنم!!

اخیرا واژه ای در تیک تاک دیدم که برام خیلی علامت سوال به وجود اورد.

تریان

دروغ چرا، اصلا نمی دونستم چیه. درسته من خودم بایسکشوالم و مدعیم که به حقوق همجنسگرا ها و ترنس ها باید بیشتر بها داد اما گاهی LGBTQ از حدود خودش فرا تر میره... همینه که الان قریب به هفتاد جنسیت و گرایش مختلف وجود داره :/

حالا تریان چیه؟ از چت gpt پرسیدم و این جوابو داد.

منظورت احتمالاً گرایش تریان (Trian Attraction / Trian orientation) هست.

این اصطلاح یکی از برچسب‌های تازه‌تر در جامعه‌ی LGBTQ+ به شمار میاد و بیشتر در بین کسانی استفاده میشه که احساسات و تجربه‌هایشون رو نمی‌تونن دقیقاً با دسته‌بندی‌های سنتی مثل "دگرجنس‌گرا، همجنس‌گرا یا دوجنس‌گرا" توضیح بدن.

🔹 به طور ساده:

"تِریان" به حالتی گفته میشه که فرد جذب جنسیت یا جنسیت‌های مختلف میشه، اما این جذب به شکلی سیال (fluid) یا ترکیبی هست. یعنی ممکنه شخص احساس کنه که گرایشش به یک جنس مشخص ثابت نیست، بلکه بین چند حالت در نوسانه یا ترکیبی از چند نوع جذب رو هم‌زمان تجربه می‌کنه.

یعنی درسته که این توضیحات دقیقا با اطلاعات من از دوجنسگرا مطابقت داره اما خب...

با دوجنس‌گرایی (Bisexuality) فرق داره چون تریان الزاماً به معنی جذب به دو جنس مشخص نیست، بلکه بیشتر روی تغییرپذیری یا ترکیب احساسات تأکید داره.

با پان‌سکشوالیتی (Pansexuality) هم فرق داره، چون پان معمولاً یعنی جذب بدون توجه به جنسیت طرف مقابل، ولی تریان بیشتر به سیال بودن یا چندلایه بودن گرایش فرد اشاره می‌کنه.

بعضی‌ها ازش به‌عنوان بخشی از multisexual spectrum (طیف چندجنس‌گرایی) یاد می‌کنن.

نه واقعا فقط منم که این گرایشات رو یکی میبینم؟! یا فقط من نمیفهمم اینا چه معنی ای داره؟

زمانی که من متوجه گرایشم شدم کلا LGBTQ چهار دسته بود (لزبین، گی، بایسکشوال، ترنس) الان واقعا... بیخیال حالا واقعا تریانی که اینا ازش حرف میزدن چی بود؟

ولی خب گویا طلاعات چندانی از اسم و گرایشات مختلف نداشتن...

این آدمایی هستن که کاسپلی حیوون میکنن و تا دو سه سال پیش اسمشون fury بود، اینو جدیدا مثل اینکه بهش میگن تریان. حالا تا همین چند وقت پیش اصلا توی ایران وجود نداشتن ها، یهویی زیاد شدن و مردم دارن از تجربه‌ی اینکه یکی از اینا تو خیابون افتاد دنبالشون تعریف میکنن :/

یکی نیست اینا رو از برق بکشه؟!

به نظرم والدین باید از این به بعد سختگیرانه تر روی فعالیت بچه هاشون توی فضای مجازی نظارت داشته باشن. دیگه شورش دراومده. البته این تریانایی که اینا ازشون حرف میزنن قبلا توی شبکه شبکه های صدا و سیما به رسمیت شناخته شده بود.‌..

این کلیپو که دیدم تازه فهمیدم دلیل ترسم از گربه ها از کجا سرچشمه گرفته. همیشه از این گربه میترسیدم...

Feminine

من سلبریتی کراش خودمو پیدا کردم. یعنی میدونم که بیبینوس رو قبلا درموردش گفته بودم اما این فرق داره. بیبینوس فقط از رفتارش خوشم میاد اما لیلیث...

لیلث ماکس یکی از با استعداد ترین و عاقل ترین دختراییه که توی تیک تاک باهاش مواجه شدم.من با آهنگ bears and wolves باهاش آشنا شدم. حدودا یک سالی از زمان انتشار اون آهنگ میگذره. نمیدونم تا به حال گوشش دادید یا نه اما شعرش اینجوریه که:

I will always choose the bear

I will always choose the wolves

No matter what they do, they wouldn't blame my clothes

بله، اگر متوجه منظورش باشید... و این آهنگ توی اون دوران واقعا وایرال شد و خشم و تمسخر عده‌ای مرد هرزه رو با خودش به همراه داشت و خواهر چه کار کرد؟ یه آهنگ مشابه منتشر کرد D:

A role model of femenist

یه تار موش می ارزه به تمام این فمنیست نما های ایرانی (not all though)

قطعا در طول تاریخ هیچ واژه ای وجود نداشته که از feminism پر حاشیه تر بوده باشه. یادمه اون اوایل سایت های ایرانی با آپلود کردن عکس از فمنیست های نیمه عریان این تصور رو برام به وجود آورده بودند که بله، فمنیست با عریان گری برابره.

و خب به همین سبب و به علاوه تبلیغات منفی که توی فضای مجازی درمورد فمنیسم میشه یه جور حس بیزاری ازش داشتم. اما جدیدن به مطالعه مفید رو آوردم، نه صرفا توهمات یه سری جنسیت زده در فضای مجازی و واقعا همونطور که کمونیست، مارکسیسم رو به گند کشید یک عده افراطی این بین دارن فمنیسم رو به بیراهه میکشند.

فمنیسم واقعا اونقدرها که به نظر میاد زشت نیست!

اما متاسفانه همون‌طور که از فرهنگ ایرانی انتظار میرفت، بدون هیچ مطالعه و تحقیقات خاصی در این زمینه، عده‌ای مرد که تمامیت های خودشون رو در خطر دیدند، بنا رو بر مخالفت گذاشتند و عده ای از همجنس های خائن خودم هم، در حالی که با نیم تنه و لگ توی باشگاه از خودشون عکس گذاشتند کپشن میزنن که «من واقعا فمنیستا رو درک نمیکنم!» با ایموجی 🤦🏻‍♀️...

به قول قدیمی ها، از ماست که بر ماست.

البته این فرهنگ نادرستی که بدون اطلاعات به جنگ عقیده با افراد دیگه میریم فقط به موضوعات مهمی مثل افکار سیاسی و اجتماعی محدود نمیشه. شاید باورتون نشه اما درمورد مانهوا هم این شرایط برقراره.

طرف شاید بیشتر از 15 سالش نباشه، تنها مانهوا هایی که خونده جینکس و کدنیم آناستازیا و شامپاین و رزه، اون وقت فاز خفن بودن برمیداره با آهنگای روسی برا ما هی فرت و فرت از ژنیا و تکجو ادیت میسازه :---: دختر به خودت بیا...

من اصولا آدمیم که حرف های زیادی برای گفتن دارم و نمی‌تونم کل حرف هام رو حتی توی ده اسلاید تیک تاک جا بدم، من وبلاگ نویسم نه تیک تاکر، اما دیدن حال و اوضاع بعضیا باعث میشه که بخوام اونجا هم فعالیت داشته باشم :>

پ.ن: چیتوگه الان واقعا از من انتظار داری به 35 تا نظر جواب بدم؟! من اصلا یادم نمیاد کدوم پست رو کی نوشتم... ⁰ـــ⁰

Bing bang bong bong

من دیروز داشتم فصل دوی بادشکن رو میدیدم و تو کل زمان به این فکر میکردم که او... چقدر ساکورا و کاجی به همدیگه میان!

یعنی اگر قرار بود این مانگا آخرش بی ال باشه مطمئنم زوج اصلی این دوتا میبودن.

اما اینجا رو داشته باشید

این صحنه خیلی به چشمم آشنا اومد انگار جای دیگه ای دیده بودمش. و متوجه شدم که بعله. اون ترند معروف تیک تاک بود... اولین بار که تیک تاک نصب کردم این مدل ویدیو ها ترند شده بودن.

خدایی شبیه نیست؟

Just a man..?

وقتی بالاخره فندوم فارسی زبان اپیک رو پیدا کردی و خوشحالی که میتونی راحت راجع به موضوع مورد علاقت با یه نفر حرف بزنی

تا اینکه می فهمی همه زیر 14 سال سن دارن :/

این آهنگ خیلی جالب بود، همون قضیه‌ی تغییر زاویه دیده. از یک زاویه واو! پنه‌لوپه چه همسر وفاداریه حتی بعد از گذشت بیست سال اینجوری به همسرش مقید مونده... اما از طرف دیگه، آنتینوس، یه مرد که بیست سال منتظر یه زن مونده تا از زیر سایه ی همسر مفقود شده‌ش بیرون بیاد.

یکم بهش فکر کنیم این یارو حتی با اینکه آخرش به سرش زده بود و قصد قتل و تجاوز کرده بود، از پنه‌لوپه عاقلانه تر بود حرفش :/ *وحشت از اینکه طرز فکر یک متجاوز رو معقول میبینی

Shame

مادربزرگم بعد از دوسال که تحت نظر پزشک متخصص قلب بود، همین دیروز یه آزمایش داد و متوجه شدن که یکی از رگ های قلبش خون رسانی نمیکنه، و ورم وحشتناک پاهاش هم به همین دلیل بوده.

الان قلبش بزرگ شده و یه لخته خون هم توی ریه‌ش هست و بستری شده.

نمیخوام حرفای منفی بزنم اما حس همون شبی رو دارم که پدربزرگم فوت شد

The Tale Of Me چیز خاصی نیست. صرفا یه آدم مودی، عصبی و بد اخلاق که تلاش میکنه تا این اخلاق گندش رو پنهان کنه و در قالب یه آدم بهتر زندگیش رو سپری کنه. از این رو به نوشتن رو آورده شاید کمکش کنه تا لا به لای این آشفتگی هایی که از خودش و زندگیش ساخته، خوده حقیقی‌اش رو پیدا کنه.